دلیل گریهُ امروز باران و دوری ِ دریا نبود ... دلیل گریهُ امروز تولد بی تبریک نبود دلیل گریهُ دوباره آوار خاطره بر گل خشکیده گوشه اتاق نبود دلیل این بغض بی امان مرور ساعت و لحظه های رفتهُ تقویم نبود دلیل ِ لکنت امروز ترس بیان دوستت دارم دوباره بود .... ! امروز ..... پر از تردیدم .........! تردید جامهُ پوسیده ای ا ست چون پوست ِ تن که گشوده نمی شود ...! تردید ..... یعنی پای بریده و تلاش برای رقص تانگو .....! واین خط کوچکی است از چرایی ِگریه های امروز که بند نمی آیند ....! |